
همین که هستی کافیست
دور از من
بدون من
چه فرقی می کند
گل که می گیری خوب است
برای من نیست
نباشد
همین که رختمان زیر یک آفتاب خشک می شود کافیست

بخت از دهان دوست نشانــم نمـی دهد دولـــت خبــر ز راز نهــانم نمــی دهد
از بهر بوسه ای ز لبش جان همــی دهم اينم همی ســـتاند و آنم نمــی دهد
مردم در اين فراق و در آن پرده راه نيست يا هست و پرده دار نشانم نمی دهد
زلفش کشيد باد صبا چـــــرخ سفله بيـن کــــان جا مجال بادوزانم نمــــی دهد
چندان که بر کــــــنار چو پرگار مـــی شد دوران چو نقطه ره به ميانم نمـی دهد
شکر به صبر دست دهد عــــــاقبت ولـی بدعهدی زمانه زمانــــــــــــم نمی دهد
گفتـــــم روم به خواب و ببينم جمال دوست
حافــــــــــظ ز آه و ناله امانـــــــم نمی دهد

ساکت که میمانی ، میگذارند به حساب جواب نداشتنت. عمراً بفهمند داری جان میکنی
چنگ ميزنم به رويايی كه هرگز نبود و از توانی كه برايم می ماند برای تجسم ويرانی ام بهره می برم می انديشم كه هرگز استثنايی وجود نخواهد داشت
و "اميد هيچ گاه نمی تواند من را به سرانجامی برساند"
ولی گاهی آنچه را كه می خواهم لمس می كنم ديگر زمان نمی گذرد
ديگر
زمان
نمی گذرد

به چشـم من نگاه نکن دوباره گـريت مـی گيره
ساده بگم که عشـق مـن بايد تو قلبـت بميره
فاصلــه بين مــن و تـو از اينجا تا آسـموناسـت
خيلـی عزيزی واسه من اما زمونه بـی وفاست
بــرای اين در به دری تو بهتــرين گـواهمــــی
دروغ نگو که می دونم هميشه چشم به راهمی
قســم نخور که روزگار به کام ما دو تا نبـــود
به هر کی عاشقــه بگو غــم که يکی دوتا نبود
بگـــو تا وقتــی زنده ام نگاه تـو سهـــم منــــه
هر جای دنيا که باشــی دلم واست پر می زنه

دست هایم خالی ، قلبم از عشق تو پر
چشمم آغشته به تصویر تو هر شب تا صبح
و من آهسته در آن خلسه ی خوش می خوانم
صبح می آید و من هر شب از عشق تو در خواب
تو را می بینم و در آن بیداری گلی از لعل لبت می چینم
دست هایم خالی ، خانه ی قلب من از مهر تو خوش
و مگر چاره ای جز عشق تو هم می ماند !؟


نيايش دکتر مصطفی چمران قبل از شهادت
موندم از کجا شروع شد که تو رو دوباره دیدم
هنوز از راه نرسیدم به ته قصمون رسیدم
یکی جز من تو دلت بود واسه این بود برنگشتم
وقتی لبخندتو دیدم حتی از خودم گذشتم این فداکاری من رو دیگه جز من کی میدونه
جز تویی که خوبیامو دیگه یادت نمیمونه
شاید اصلا دیگه یادت بره که مثل قدیم جون منی
ولی یادت نره خوشبختی الانتو مدیون منی
وقتی محتاج تو بودم تو فداکاری نکردی
حال و روز منو دیدی اما باز کاری نکردی
شونه خالی کردی از من با هزار عذر و بهونه
درد و دل کردم دوباره با در و دیوار خونه
ولی یادت نره خوشبختی الانتو مدیون منی